آخرین مطالب
28
امروز
یوفو در تهران

یوفو در تهران : درگیری جنگنده های ارتش با شیء ناشناس پرنده

یوفو در تهران ؟! هرگاه سخن از اشیای ناشناس پرنده یا همان یوفوها به میان می آید ، ناخودآگاه ذهن ما به سمت آمریکا و مشاهدات یوفوها در این کشور گرایش پیدا می کند.این نگرش تا حدی است که برای بسیاری از افراد این پرسش مطرح است که چرا مشاهدات یوفوها فقط در آمریکا رخ می هد و همین موضوع باعث شده تا خیلی ها عقیده داشته باشند که داستان ماشین های پرنده فرازمینی ها ، احتمالا ابزارهای پیشرفته و سری ساخت ایالات متحده و یا توهمات واهی مردم این کشور باشند.اگر شما هم اینگونه فکر می کنید ، بهتر است دست نگه دارید ، چرا که همین جا در تهران خودمان یکی از 10 حادثه برتر مربوط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس در جهان رخ داده است.حادثه ای که هواپیماهای جنگده ارتش ایران تا مرز درگیری با یک یوفو در آن پیش رفتند.

یوفو چیست ؟

اگر هنوز با واژه یوفو آشنایی ندارید بهتر است بدانید ؛ اشیای ناشناس پرنده یا یوفو (به انگلیسی: Unidentified flying object | UFO  ) اصطلاح رایج برای هر پدیدهٔ هوایی است که علت آن نمی‌تواند به‌آسانی و یا بلافاصله توسط ناظر شناخته شود.در فرهنگ عامه غالباً اصطلاح یوفو را به‌عنوان یک مترادف برای فضاپیمای بیگانگان استفاده می‌کنند.

روز جهانی یوفو

امروز دوم جولای ، مصادف با حادثه رازول ( پر سرو صدا ترین حادثه سقوط بشقاب پرنده تاریخ ) است و یوفولوژیست ها این تاریخ را روز جهانی یوفو نام گذاری کرده اند.به همین بهانه در این مقاله به بررسی یکی از 10 پرونده برتر و مرموز اشیای ناشناس پرنده در جهان که همینجا در کشور خودمان رخ داده است می پردازیم.

یوفو در تهران

آخرین روزهای تابستان در تهران بود وسرما کم کم از راه می رسید اما یک اتفاق عجیب آسمان شب پایتخت را به شدت داغ کرد، تعقیب و گریزی هوایی که به یکی از مهم ترین اتفاقات رخ داده در ایران و تاریخ یوفوها تبدیل شد. دوفانتوم F4 درتعقیب شیء عجیب و ناشناسی که در آسمان دیده شده بود، از همدان راهی تهران شدند. این شیء نورانی که رنگ های سبز، آبی، قرمز و نارنجی اش به وضوح دیده می شد، هیچ شباهتی به پرنده های زمینی شناخته شده نداشت؛ آیا واقعا یک ماشین پرنده مطعلق به موجودات فرازمینی بود ؟ بله اینبار یوفو در تهران خودمان !!

19 سپتامبر 1976 (28 شهریور ماه 1355 شمسی)  تهران – ایران :

یوفو در تهران

ماجرا به 40 سال قبل برمی گردد، 28 شهریور سال 1355. آن سال ها کمتر ماموریتی به نیروی هوایی محول می شد هر شب فقط یک پایگاه هوایی در آماده باش به سر می برد، مگر آنکه هواپیمایی بی خبر وارد مرزهای ایران می شد. آن وقت فانتوم های نیروی هوایی ماموریت پیدا می کردند تا این پرنده های غیر قانونی را از مرزهای ایران بیرون کنند.اما آن شب با بقیه شب ها فرق داشت. در پایگاه هوایی شاهرخی همدان (شهید نوژه فعلی) همه چیز آرام و ساکت بود. خلبان عزیزخانی آن شب هم مثل بقیه شب ها در آماده باشی ساکت و آرام به سر می برد که ناگهان آلارم وضعیت اضطراری به صدا درآمد. او به سرعت خودش را به هواپیما رساند و در حالی که می دوید، فکر کرد که باز هم باید شر یک مزاحم را از مرزهای ایران کم کند. اما این بار قضیه فرق می کرد؛ مزاحم هوایی نه تنها از مرزهای ایران رد شده بود بلکه یکراست سر از پایتخت درآورده بود:

« وقتی زنگ آلارم زده شد، اول فکر کردم باید به سمت مرز بروم اما وقتی دستور دادند که با سرعت به سمت تهران پرواز کنم، فهمیدم باید اتفاق عجیبی افتاده باشد.»

خلبان عزیزخانی درست حدس زده بود. اما در تهران چه اتفاق افتاده بود که او باید خودش را خیلی زود به آنجا می رساند؟

آغاز گزارش های مردمی به برج مراقبت فرودگاه مهر آباد

در آن زمان حسین پیروزی مسؤول وقت برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران بود.در ادامه وقایع آن شب را که به سبک داستانی تهیه شده است، از زبان وی مطالعه خواهید کرد :

«ساعت 11-10 شب بود که یک خانم زنگ زده و گفت با مسؤول برج کار دارم . بعد از اینکه من گوشی را برداشتم، گفت یک چیزی در آسمان بالای خانه اش ایستاده که مثل موتور ماشین، چهار پره و هشت پره می شود. گفتم خانه شما کجاست؟ گفت کنار بولینگ عبدو- که آن موقع در جاده شمیران بود- در انتهای خیابان شریعتی. گفتم ما در شمال شرق تهران پروازی نداریم، اگر باز هم مزاحمتی ایجاد شده به من زنگ بزنید. یک ساعت بعد یک خانم دیگر زنگ زد و گفت در آسمان بالای سینمای مولن روژ (که در همان حوالی بود)، چیز مشکوکی می بیند، اما ماجرا به همین جا تمام نشد چون چند دقیقه بعد، آقایی از سید خندان زنگ زد و یک خانم دیگر هم از همان حوالی شرق تهران. وقتی تعداد تماس ها زیاد شد. من شک کردم که نکند واقعا خبری باشد. بالاخره این همه آدم که بی دلیل زنگ نمی زنند.»

حسین پیروزی لحظه ای سکوت می کند، چهره اش را در هم می کشد و بعد با اطمینان می گوید:

«حتی یادم می آید از یکی از آنها پرسیدم چرا به پلیس زنگ نزدید و شماره اینجا را گرفتید؟ و آن خانم در جواب گفت برادرش خلبان است و به او گفته مسؤولیت هر چیزی که در آسمان پرواز می کند، برعهده برج مراقبت فرودگاه است. جواب آن خانم بود که من را به شک فرو برد، شاید واقعاً آنها حق داشتند. دوربین را برداشتم و به بالکن رفتم و آن وقت بود که شئ نورانی را در آسمان دیدم و در همان نگاه اول فهمیدم که نمی تواتد هواپیما باشد.»

پیروزی شیء پرنده را اینگونه توصیف می کند :

«نورش مثل لامپ فلورسنت بود.وسط آن نور قرمز چشمک می زد و دو طرف آن نور آبی دیده می شد.رنگ آبی آن بسیار خیره کننده بود.درهمان حالی که نگاهش می کردم شبیه به ماهی حلوایی به رنگ سرخ آتشی شد.بعد هم به شکل های مختلف مثل ستاره دریایی و یا دایره و با رنگ های نارنجی،زرد،سبز و بنفش دیده شد.یک لحظه بعد هم ناپدید شد که ناگهان متوجه شدم از شمال تهران به طرف جنوبی ترین نقطه تهران رفته است.آنقدر به سرعت جا به جا می شد که نمی توانستیم حرکت آن را ببینیم.به طوری که در ابتدا به همراه همکارانم فکر کردیم که دو یا سه جسم هستند.اما بعد متوجه شدیم یک جسم بزرگ و سریع است.مدتی بعد روی کوه های بی بی شهربانو ثابت ایستاد.از فرودگاه مهرآباد که من نگاه می کردم تقریبا شمال شرق تهران بود اما آن چنان نورش زیاد بود که نشخیص اندازه دقیق آن غیر ممکن بود.مثل ماشینی که با نور بالا از رو به رو می آید و در ابتدا نمی توان اندازه آن را تسخیص داد.با اینکه ارتفاعش مدام تغییر می کرد ولی فکر می کنم طولش 20 متر بود.»

نیروی هوایی ارتش وارد ماجرا می شود (خفاش 1 )

وقتی فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش می گوید بعد از 20 سال خلبانی، این عجیب ترین چیزی بوده که به چشم دیده، می توان نتیجه گرفت که این اتفاق واقعا یکی از عجیب ترین رویدادهای آسمان ایران بوده است.البته تیمساریوسفی- فرمانده وقت نیروی هوایی- به همین سادگی ها این حرف را نمی زند چون وقتی حسین پیروزی ماجرای تلفن های مردم را برای او تعریف می کند: «به تیمسار گفتم ما اینجا الان 16-15 نفر هستیم و همگی آن را می بینیم. این طوری بود که تیمسار به خودش زحمت داد و رفت روی پشت بام تا ببیند ماجرا از چه قرار است.» مسؤول آن سال های برج مراقبت فرودگاه مهرآباد ادامه می دهد: «وقتی تیمسار هم با چشم های خودش آنها را دید، دستور داد که جت ها از پایگاه آماده باش برای شناسایی این اشیای پرنده ناشناس بلند شوند.»

شروع عملیات تعقیب و گریز در آسمان پایتخت

مهرآباد: «عصر به خیر، خفاش 1»

خفاش 1: «عصر به خیر، مهرآباد. من در مسیر هستم و آماده.»

اولین جتی که به قصد تعقیب یوفو در تهران بلند شد، هواپیمای سروان خانی بود؛ یک فانتوم F4 با نام رمز خفاش 1؛ هواپیمایی که آن سال ها برای خودش ابهتی داشت. خفاش یک تقریبا13 دقیقه بعد از پرواز به تهران می رسد؛ «وقتی در نیروی هوایی برای عملیات F4 را صدا می کنند، یعنی شرایطی است که هواپیمایی خارجی وارد مرز ایران شده. این خلبان ها همیشه آماده هستند و پنج دقیقه بعد از تماس ما به هوا بلند می شوند.» این را پیروزی می گوید. او خلبان عزیزخانی را در جریان ماجرای شیء عجیب قرار می دهد و از او می خواهد تا شناسایی اش کند.

عزیزخانی می گوید: «بله، می بینمش، هواپیماست»؛ نکته ای که گفتنش از دهان یک حرفه ای بعید است. مسؤول وقت برج مراقبت فرودگاه مهرآباد که آسمان تهران را مثل کف دستش می شناسد با خود می گوید مگر می شود که جایی در گوشه ای از آسمان تهران هواپیمایی وجود داشته باشد- آن هم بی اجازه برج مراقبت- و او از آن خبر نداشته باشد؛ «به او گفتم این جسمی که ما دیده ایم و مردم هم گزارش کرده اند و هواپیما نیست». خفاش 1 به طرف جسم شیرجه می زند تا آن را بترساند اما شئ عجیب هم به سمت شرق می رود تا این تعقیب ادامه پیدا کند؛ تعقیب وگریزی که خلبان عزیزخانی را به تعجب وامی دارد؛ «جسم مورد نظر سرعت خیلی زیادی دارد، با وجود آنکه من با سرعت دوماخ (هر ماخ برابر است با 340 متر برثانیه) می روم به او نمی رسم». پیروزی می گوید که این تعقیب حداقل چند نکته را مشخص می کند: «ما فکر می کردیم شیء عجیب 6 هزار پا ارتفاع دارد اما با گزارش خلبان فهیمدیم ارتفاعش خیلی بیشتر از این حرف هاست و اندازه اش به بزرگی یک جمبوجت است».

یوفو در تهران

خلبان عزیزخانی اعلام می کند که فاصله اش با جسم زیاد شده و اگر همین طور ادامه دهد از مرز شرقی ایران خارج می شود. به همین دلیل برج مراقبت فکر می کند جسم عجیب فرار کرده و از خلبان می خواهد به سمت تهران برگردد. اینجاست که نخستین گزارش مستند از خارجی و غیر معمول بودن شیء ارائه می شود؛ «خلبان خفاش 1، همان طور که دور می زده تا به فرودگاه برگردد تایید می کند که مسلما این جسم خارجی است و رنگ های نارنجی و آبی و سبز دارد».

پیروزی درباره این رنگ ها هم نظر جالبی دارد و نشان می دهد او خوب هواپیماها را می شناسد و اشتباه نکرده است. او می گوید: «همیشه رنگ آبی را داشت. رنگ هایش جا به جا می شد اما رنگ آبی همیشه ثابت بود. ما حدس زدیم این رنگ سوختش باشد». عزیزخانی با خیال راحت در حال بازگشت بود و فکر می کرد ماجرا تمام شده است اما بازی ادامه داشت؛ پیروزی می گوید: «خلبان ناگهان گفت جسم خارجی و دیگر هیچ صدایی نیامد. او تقریبا در 140 مایلی فرودگاه مهرآباد بود»، اما آن شیء مشکوک فرار نکرده بود و فقط می خواست بازی موش و گربه راه بیندازد.

پرواز چراغ خاموش

«اول چتر قرمز رنگی بود در شمال تهران و بعد به شکل یک هواپیمای جنگی شد که چراغ های آبی و زرد و نارنجی داشت. با چشم غیر مسلح می دیدم. وقتی اولین بار از روی بالکن دیدمش این شکلی بود». ماجرا آن قدر عجیب بوده که حسین پیروزی به چشم هایش هم اعتماد نکرده، «به بچه های دیگر هم گفتم. آنها هم آمدند روی بالکن و همه آن شیء عجیب را دیدیم». مسلما شیئی که آن نورهای عجیبی از خودش پخش می کرده و به طرز عجیبی ساکن ایستاده بوده، نمی توانست هواپیما باشد. پیروزی وقتی اینها را تعریف می کند کاملا هیجان زده می شود. هنوز بعد از سه دهه چشم هایش برق می زند و ادامه می دهد: «من برای اولین بار بود که چنین چیزی می دیدم، نمی خواستم باور کنم.»

اما به جز کارمندان برج و دو خلبان جنگنده هیچ کس دیگری آن شیء عجیب را ندیده بود؛ حتی هواپیماهایی که در آن ساعت به تهران نزدیک می شدند، حتی وقتی آن شیء دوباره بازگشت. البته همه آنها یک فرکانس عجیب شنیده بودند که در شرایط معمولی وجود ندارد. برای توضیح این مطلب پیروزی مجبور می شود وسط حرف هایش یک پرانتز باز کند و اصطلاحات خلبانی را برای ما توضیح بدهد؛ «وقتی یک هواپیما سقوط می کند، جعبه سیاه آن به سمتی پرتاب می شود و رادیویی که کنار آن است موج اضطراری منتشر می کند. هواپیماهای تجسس هم این صدا را دنبال و منبع آن را پیدا می کنند.این صدا همان صدایی است که وقتی یک هواپیما در حالت اضطراری باشد روی فرکانس خاصی آن را منتشر می کند؛ چیزی مثل صدای بنگ بنگ».

بعدها وقتی آنها از هیجان آن شب دور شدند و خوب به ماجرا فکر کردند فهمیدند که چرا به آنکه هیچ هواپیمای دیگر آن شیء را ندیده بود اما همه آنها فرکانس اضطراری دریافت کرده بودند؛ «این جسم خودش را به هواپیماها نشان نمی داد ولی امواجی که از خودش منتشر می کرد باعث به وجود آمدن صدای اضطراری می شد؛ مثلا یک هواپیمای 303 که این صدا را شنیده بود اعلام می کرد آن را روی هر دو باند UHF و VHF که از هم فاصله دارند دریافت کرده. جالب است که هیچ وقت یک فرکانس روی هر دوباند نمی افتد».

گویا در آن شب دو هواپیمای خطوط هوایی لوفت هانزا و ایر فرانس هم فرکانس عجیب اضطرای ای را دریافت کرده و به برج مراقبت اطلاع داده بودند اما جسمی را ندیده بودند. مسؤول وقت برج مراقبت تهران به یاد می آورد که هرچه به هواپیماها جهت آن جسم را نشان داده آنها متوجه آن نشده اند، «من هرچه می گفتم ساعت ده (یعنی سمت راستتان را نگاه کنید) آنها چیزی نمی دیدند، بعداً فهمیدم این جسم دقیقا مقابل هواپیماهایی که به سمت برج می آیند ایستاده است و زمانی که هواپیماها می خواستند بپیچند و در مهرآباد فرود بیایند آن شیء عجیب یک مایل آن طرف تر از آنها و در جهت شمال می ایستاد و چراغ هایش را به سمت آنها خاموش می کرد. به همین خاطر آنها آن را نمی دیدند اما فرکانسش را دریافت می کردند.»

 سایه مرگ بر سر خفاش 1

«شک کردم که شاید این جسم های پرنده عجیب دو یا سه تا باشند. نگرانی ام برای عزیزخانی بیشتر شد و فکر کردم ما به جنگنده های بیشتری احتیاج داریم. شاید یکی از آنها به عزیزخانی حمله کرده باشد و بقیه اینجا باشند.» اما جای نگرانی نبود چون خلبان دوباره ارتباطش را به دست می آورد، «صدای خلبان به گوش رسید و گفت که برای مدتی تمام دستگاه های دفاعی و ناوبری ام را از دست داده بودم و فقط موتور داشتم اما الان همه چیز درست شده است.» ماجرا از این قرار بوده که وقتی خفاش یک، دست از تعقیب جسم برداشته و تصمیم به بازگشت می گیرد، شیء ناشناس خودش را بی سروصدا به بالای سر او رسانده و باعث شده ارتباط رادیویی اش با برج مراقبت قطع شود.این قطع ارتباط پنج دقیقه ای طول می کشد. ما نمی دانیم در آن پنج دقیقه چه برسر خلبان عزیزخانی آمد اما ظاهرا او که خلبان ماهری بوده خودش را نباخته؛ آن هم در شرایطی که تمام دستگاه های دفاعی اش را از دست داده و فقط موتور هواپیمایش کار می کرده. هیچ کس حاضر نیست خودش را به جای او بگذارد، او سایه مرگ را بالای سرش دیده اما باز هم حاضر می شود به آن جسم عجیب که توانسته بود هواپیمایش را تقریبا از کار بیندازد نزدیک شود. پنج دقیقه طول نمی کشد که این جسم دوباره به تهران می رسد؛ سرعتی که پیروزی را به تعجب می اندازد.البته آن شیء از سماجت ما زمینی ها خبر نداشت. چون یک هواپیمای دیگر برای استقبال از آن جسم در راه بود.

خفاش 2 وارد می شود

خفاش 2: «عزیزخانی، می شنوید؟»

خفاش 1: «بله شما؟»

خفاش 2: «جعفری هستم. موقعیت شما الان کجاست؟»

لحظاتی قبل از برقراری این ارتباط رادیویی، آلارم پایگاه نوژه دوباره به صدا درآمده بود. اما این بار خلبان با تجربه و ماهرتر برای ماموریت تعقیب یوفو در تهران انتخاب می شود. سرگرد پرویز جعفری در لحظاتی با فانتوم دوم یا خفاش دو به تهران می رسد که برج مراقبت در نگرانی غرق شده و هیچ خبری از خفاش یک نیست. سرگرد جعفری موفق می شود با عزیزخانی ارتباط برقرار کند و خفاش یک اعلام می کند در 70 مایلی شرق فرودگاه مهرآباد است. خفاش یک هنوز بیشتر از 100 کیلومتر با تهران فاصله دارد اما جسم نورانی دوباره برگشته و این بار روی کوه بی بی شهربانو بی حرکت و آرام ایستاده است. خفاش یک که در یک فاصله طولانی جسم را تعقیب کرده دچار کمبود بنزین شده است. به همین دلیل برج مراقبت به او اعلام می کند می تواند به پایگاه برگردد.

یوفو در تهران

خلبان پرویز جعفری

جعفری بعدها در مستندی که توسط شبکه هیستوری از این واقعه تهیه شد گفت : « من شیء نورانی ( که به فرم یک الماس با اضلاع و زوایای درخشنده است ) را در موقعیت ساعت 12 قرار دادم و به سمت آن ادامه مسیر دادم ! _ و چیزی که نمیتوانید باور کنید _ شیء در یک لحظه ، از ساعت 12 به 2 تغیر مکان داد ! فقط در یک چشم به هم زدن! »

یوفو در تهران

تصویری از یک یوفوی الماس شکل که بعدها در کشور پرو دیده شد و بسیار شبیه به همان شیء ناشناس پرنده ایست که خلبان جعفری در آسمان تهران دیده است

بر اساس موقعیت دید جعفری این شیء در چشم بر هم زدنی 45 کیلومتر به سمت راست او تغییر جهت داده است.یعنی بیش از 2.700 کیلومتر در دقیقه ؛ افزون بر 162.000 کیلومتر در ساعت ! فراتر از 131 ماخ ! سرعتی که برای هر وسیله ساخت بشر تا امروز نیز دست نیافتی است !

ثانیه های نورانی

«وقتی از جلوی برج رد شدند ما همه دیدیم که شیشه های برج لرزید حتی برق فرودگاه برای چند ثانیه قطع شده و بعدها برق منطقه گزارش داد که در آن شب یک پالس دریافت کرده است.» دربرج مراقبت ولوله می شود. پیروزی به خوبی اتفاقات آن شب را به خاطر می آورد؛ «آنها از 500 متری ما رد شدند. ما دیدیم که این جسم مثل یک قایق بود یا مثل کبوتر و کلاغ و.. که با سرعت حرکت می کرد. این جسم بالای سر فانتوم بود و چهار نقطه لوزی شکل آبی دور فانتوم روشن بود؛ یعنی یک صفحه لوزی شکل پهن. در همین لحظه صدای خلبان قطع شد».

بعدها سرگرد جعفری آن لحظات را این طور تعریف می کند: «وقتی من می خواستم به این جسم نزدیک شوم، او کنار کشیده و بعد مرا دنبال کرد. من با سرعتی بیشتر از سرعت صوت در حال حرکت بودم و آن شیء مرا ( حول محور طولی هواپیما ) دور میزند گویی که در جای ثابت باشد ! »

«وقتی به باغ های کرج رسیدیم فکر کردم جای مناسبی است و خواستم به آن جسم شلیک کنم». سرگرد جعفری تصمیم گرفته بود سرعتش را کم کند تا جسم از او جلو بیفتد و بعد با شلیک یک موشک کارش را تمام کند؛ «قبل از اینکه من این کار را بکنم او فهمید. مثل اینکه به من تله پاتی کرد». سرگرد جعفری چند بار سعی می کند به جسمی که روی کوه بی بی شهربانو ایستاده نزدیک شود؛ هواپیما باید به فاصله چهار یا پنج مایلی هدف می رسیده تا بتواند نشانه گیری کرده و شلیک کند، اما فاصله اش زیاد بوده و هر قدر تلاش می کرده نمی توانسته نزدیک شود.«ناگهان از من جلو زد و در 100 متری من ایستاد. روی هدف قفل کردم و دکمه شلیک موشک را فشار دادم». شلیک کردن و سرنگونی آن جسم ناشناخته روی مناطق مسکونی تهران می توانست فاجعه بار باشد برای همین هم سرگرد جعفری تصمیم گرفت این شیء عجیب را روی باغ های کرج منهدم کند.

جالب اینجاست که سرگرد جعفری هم ابتدا فکر می کرد با یک هواپیما طرف است. ولی عزیزخانی به او می گوید که این طور نیست و اگر به آن نزدیک شود دستگاهایش از کار می افتند. پیروزی می گوید: «عزیزخانی هم مثل من فکر می کرد که آنها دو یا سه تا هستند». یک بار وقتی خفاش دو به سمت جسم حمله ور می شود به نظر می رسد که دو فانتوم موفق می شوند آن شیء عجیب را فراری بدهند چون جسم ناگهان از سر راه هواپیمای سرگرد جعفری کنار می رود. اما ناگهان ورق برمی گردد. پیروزی می گوید: «وقتی سرگرد جعفری نزدیک شد آن جسم کنار کشید. اما یکباره انگار شکمش باز شد و یک جسم نورانی از آن خارج شد؛ آن قدر نورانی بود که شرق تهران مثل ساعت دو بعد از ظهر حدود دو یا سه ثانیه روشن شد.جعفری گفت: «مهرآباد جسم نورانی 32 درجه هشت مایل و صدایش قطع شد». این جسم نورانی یا همان شیء پرنده دوم که جعفری را تعقیب کرده بود، از روی فرودگاه مهرآباد رد می شود. اینجاست که خلبان با تجربه تصمیم می گیرد آن را روی باغ های کرج بزند و به آن شلیک می کند. اما جعفری موفق نمی شود که شیء دوم را نابود کند.خودش در این باره می گوید: «وقتی شلیک کردم دیدم دستگاه هایم خاموش هستند و موشک شلیک نمی شود. چراغ های سبز و قرمز هر دو باید روشن باشند تا من قادر به شلیک موشک باشم اما وقتی من به سمت چپ پنل مقابل نگاه کردم ، تمام و کمال خاموش بود و هیچ چراغی بر روی پنل تسلیحات روشن نبود . »

جعفری بر این باور است که در جریان نبرد ؛ یوفو یک پالس عظیم اکترومغناطیسی به سمت او شلیک کرده است که کلیه سیستم های ناوبری ( آلات دقیق ) ، الکترونیک و کنترل تسلیحات را از کار انداخته است !

با از کار افتادن تمامی ادوات و ناتوانی از دفاع در برابر این شیء ناشناخته { بر اساس قانون اکید } جعفری تصمیم میگیرد با خروج اظطراری هواپیما را ترک یا در اصطلاع ایجکت کند. «فکر کردم اگر تا 4-5 مایلی به من نزدیک شود ، بیرون خواهیم پرید یعنی شاسی فرار را بزنیم و با صندلی و چتر نجات از هواپیما بپریم بیرون.خواستم این کار را بکنم و به بیرون بپرم اما نشد. سیستم اجکت مکانیکی از کار افتاده بود. درآن لحظات ما هیچ ارتباطی نداشتیم و فقط موتور کار می کرد». بعدها وقتی جعفری گزارش خودش را از این واقعه به مقامات وقت ارائه داده بود، شیء عجیب را این طور توصیف کرد: «اگر کوچک ترین کشور جهان یکی از اینها را داشته باشد در عرض دو روز می تواند همه جهان را بگیرد».

 فرود یوفو در تهران !

«فکر کردم خلبان جعفری سقوط کرده است؛ چرا که هر چه از مهرآباد او را صدا می کردیم جواب نمی داد. ناراحت بودم و فکر می کردم ما موجب مرگ او شده ایم. از یک طرف هم نمی توانستیم بی خیال این اتفاق شویم. چیزی روی آسمان تهران آمده بود و ما باید گزارش می دادیم.» پیروزی هیچ نکته ای را از قلم نمی اندازد. در لحظاتی که برج مراقبت در نگرانی غرق شده بود. تنها شنیدن صدای خلبان می توانست آنها را آرام کند، چیزی که دقایقی بعد اتفاق افتاد؛ «خیلی خطرناک است، فکر کنم فقط می خواست از ما زهرچشم بگیرد. اگر لازم نیست دیگر به آن نزدیک نشویم» و پیروزی جواب می دهد: «تیمسار می گوید به پروپایش نپیچید چون ممکن است تو را بزند به پایگاه برنگردید و در مهرآباد فرود بیایید». اما جعفری که یک بار به خاطر نور شدید آن شیء پرنده، تقریبا دیدش را برای چند ثانیه از دست داده بود باز هم جرأت می کند و به سمت جسم می رود. او از ارتفاع 15 هزار پایی می بیند جسم دوم کنار جسم اول ایستاده، انگار که دارند با هم صحبت می کنند. خلبان جعفری به برج مراقبت گزارش می کند که شیء دوم دوباره وارد جسم اول شد انگار که داخل آن فرود آمد.

جعفری می گوید: «این اتفاق بین زمین و آسمان غیر ممکن بود. ممکن است در فضا یک پرنده از فضاپیما جدا شود و دوباره به آن برگردد ولی بین آسمان و زمین به خاطر وجود جاذبه، با تکنولوژی ما امکان نداشت». خلبان جعفری قبل از نشستن ، دوباره به خودش جرات می دهد و یک دور بالای سر آنها می زند. اینجاست که دوباره نور عجیبی می بیند و به برج مراقبت گزارش می کند که شیء دوم دوباره از اولی خارج شده. اما ساختمان های نیروی هوایی مانع دید برج مراقبت بوده و آنها نمی توانستند خروج دوباره جسم را ببینند.

پیروزی، مسؤول وقت مراقبت فرودگاه مهرآباد می گوید: «خلبان اعلام کرد الان جسم دوم روی زمین نشسته و آن قدر نور شدیدی دارد که من می توانم سنگ های بیابان را ببینم. من سؤال کردم حدودا کجا نشسته و او جواب داد سه مایل جنوب پالایشگاه در جنوب تهران. جسم اصلی هم بالای سرش دور می زند». سرگرد پرویز جعفری آن صحنه را این طور توصیف می کند: «اندازه اش سه برابر قرص کامل ماه بود». بعد از این گزارش تیمسار دستور می دهد که خفاش دو جلو برود شاید اثری روی رادارش ثبت شود. این اتفاق می افتد و رادار فانتوم برای چند لحظه می تواند جسم را ردگیری کند اما او باز هم موفق نمی شود خیلی به آن دو نزدیک شود؛ «نمی توانستم از ده مایلی نزدیک تر بروم. هواپیما لرزش شدیدی می گرفت و دستگاه ها قطع می شد».

شبح یوفو

«ما کلانتری و ژاندامری را مامور کردیم که آن ناحیه را بگردند ولی چیزی پیدا نکردند جز آثار سوختگی در محل؛ جایی در بهشت زهرای فعلی که آن موقع در و دیوار نداشت و بیابانی بود که تازگی قبرستان شده بود.» بعد از آن اتفاق جسم دوم دیده نشد. گویا روی زمین مانده بود و کسی پرواز کردن آن را ندید. البته ژاندامری و کلانتری هم چیزی روی زمین پیدا نکردند.

بنابر گزارش ها برج مهرآباد به مدت دو هفته روزی دو ساعت در زمان های متفاوتی صدای بنگ بنگی که نشان دهنده خطر بود می شنید. در آن دو هفته هواپیماهای زیادی که در حوزه 25 مایلی مهرآباد پرواز کرده بودند این سیگنال عجیب را گزارش کرده بودند. پیروزی می گوید: «نیروی هوایی هم رفت جست و جو کرد و محل پخش انرژی را کندند اما چیزی پیدا نکردند. در یک نوار 40 کیلومتری از دوشان تپه در شرق تهران تا رود شور سابق منبع این سینگنال الارم جایش را عوض می کرد. وقتی جایی را می کندند انرژی ضعیف می شد اما چیزی پیدا نمی شد». جسم اول که در دید برج مراقبت بود بنا به گزارش خفاش دو و برج مراقبت شروع به اوج گرفتن می کند و هیچ اثری از نزدیک شدن شیء دوم به آن دیده نمی شود. «خلبان گزارش کرد که شیء اول یا بزرگ تر دارد اوج می گیرد. درست می گفت و ما از مهرآباد دیدیم جسم اصلی آن قدر بالا رفت تا ناپدید شد اما ما هیچ وقت نفهمیدیم چه برسر جسم دوم آمد».

فرود خفاش 2 ؛ ماموران آمریکایی وارد ماجرا می شوند!

مهرآباد: «دستور دادند شما هر وقت تصمیم گرفتید، می توانید بنشینید و از تعقیب جسم دست بردارید.»

خفاش 2: «من برای فرود آماده می شوم. صدای شما رو با خرخر می شنوم برج. من نزدیک باند هستم.»

هنگامی که سرگرد جعفری بر باند فرودگاه مهرآباد به زمین نشست ؛ بی تردید میدانست که او باید به فرماندهان خود در خصوص ماجرای امشب توضیح ارائه کند . آنچه او نمی دانست این بود که تنها فرماندهان نیروی هوایی ایران نیستند که به توضیحات او و ماجرای یوفو در تهران علاقه دارند.هنگامی که جعفری بر زمین نشست یک مامور آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا ( C.I.A ) و یک سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده در انتظار استنطاق از او بودند.

او ابتدا توسط مقامات عالی رتبه نیروی هوایی ایران مورد استنطاق قرار میگیرد ، در حالی که یک سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا USAF و یک مامور ویژه آژانس مرکزی اطلاع آمریکا C.I.A نیز حضور دارند !

گزارش DIA و بازتاب حادثه

مدارک مربوط به حادثه یوفو در تهران به خوبی توسط ( سازمان اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمریکا)موسوم به DIA جمع آوری و تایید شد و نسخه هایی از گزارش آن برای کاخ سفید ، ورارت کشور ، ستاد مشترک ارتش، سازمان امنیت ملی NSA و سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا یا همان CIA ارسال شد.همراه گزارش DIA فرمی وجود داشت که به ارزیابی کیفیت گزارش مربوط می شد.در این برگه تایید شده بود که :

الف) شئ مورد نظر را شاهدان متعددی که در نقاط مختلفی نظیر شمیران مهرآباد و بستر یک دریاچه خشک قرار داشته اند از چشم انداز های متفاوت( زمین و آسمان) دیده اند.

ب) بسیاری از این شاهدان اشخاص معتبری بوده اند(از جمله یک تیمسار نیروی هوایی.خدمه آموزش دیده پرواز و یک متصدی برج مراقبت.

ج) مشاهدات بصری توسط رادارها نیز به تایید رسیده اند.

د) سه فروند هواپیمای دیگر وقوع آثار الکترومغناطیسی مشابهی را گزارش داده اند.

ت) عده ای از خدمه پرواز دوچار برخی آثار فیزیولوژیک (نظیر مختل شدن دید شب به دلیل شدت درخشش شئ مورد نظر)شده بودند.

و) قالبیت های رزمایشی مشاهده شده در شئ پرنده ناشناش حالتی خارق العاده داشته.

اسناد مربوط به گزارش DIA از حادثه یوفو در تهران :

چنانچه که مشخص است این حادثه در زمان خود آن گونه که در خور رویدادی با این درجه از اهمیت و اعتبار به نظر می رسد بازتاب عمومی کسترده ای نیافت و تنها معدودی از نشریات نه چندان پرشمار گان به آن اشاره کردند.از جمله نشریه IRAN TIMES چاپ واشنگتن دی سی در شماره اول اکتبر سال 1976 شرح دست اولی از حادثه را از زبان ستوان جعفری خلبان دومین جت رهگیر بدان گونه که بر نوار مکالمات واقعی حین تعقیب ضبط شده بود به چاپ رساند :

هواپیما با سرعت صوت به سمت تهران پرواز کرد.جعفری گفت که یوفو با مشاهده آمدن او بر سرعت خود افزود .به گفته وی اندازه شئ پرنده ناشناس نصف اندازه ماه کامل(بدن گونه که از زمین دیده می شود) بود و از آن پرتو هایی به رنگ بنفش نارنجی و سفید با شدتی در حدود سه براب ر شدت نور مهتاب ساطع می شد.به جعفری دستور داده شد که اگر نمی تواند نزدیک شود به پایگاه برگردد.او دست از تعقیب کشید ولی زمانی که می خواست بازگردد به مسئول کنترل اطلاع داد که شئ پرنده ناشناس تعقیب کنندگان خود را دور زده و اکنون در حال تعقیب آنها است.او گفت که در معرض خطر کاهش اجباری ارتفاع قرار دارد(چیزی داره از پشت سر من می آد….فکر می کنم می خواد خودشئ به من بزنه …همین الان از بغل گوشم رد شد).

این مقاله همچنین به شرح صحبت های خلبان درباره (یک شئ گرد نورانی با محیطی در حدود 4.5 متر که از یوفو جدا شده است می پردازد.در گزارش یاد شده همچنین آمده است که واقعی بودن شئ مذکور قبلا توسط دو تن از خلبانان فانتوم. چندین نفر از مسئولان برج مراقبت و شاهدانی که از روی زمین آن را دیده اند به تایید رسیده است.شاهدانی که از روی زمین شئ مذکور را دیده اند گزارش داده اند که جسمی درخشان به سرعت آسمان را می پیمده است.عده ای هم گزارش داده اند که شیئ تابناک را دیده اند که از آسمان فرو افتاده است.

همچنین در سال 1978   MIJI QUARTERLY   که به صورت یک نشریه ادواری توسط فرماندهی امنیت الکترونیک در سن آنتونیوی تگزاس به چاپ می رسد و به موضوع ویژه جنگ های الکترونیک اختصاص دارد شرحی از ماجرا را که در اصل بر گرفته از همان گزارش DIA است منتشر کرده بود.مقاله مذکور با این عبارت آغاز می شود : هر خلبان گاهی در دوران فعالیت خود ممکن است با وقایع عجیب و نا معمولی مواجه شود که هرگز نمی توان آنها را به طور کامل و مناسب با استفاده از منطق یا پژوهش های متعاقب حادثه توضیح داد .مقاله زیر تنها به ذکر مجدد چنین رویدادی بدان گونه که توسط دو تن از خدمه یک فانتوم متعلق به نیروی هوایی ایران در اواخر سال 1976 گزارش شده است می پردازد.هیچ گونه اطلاعات یا توضیح بیشتر درباره این حوادث شگفت انگیز در دسترس نیست.این داستان بایگانی خواهد شد و احتمالا به فراموشی سپرده می شود.ولی به موضوع جذاب و احیانا هراس انگیز برای مطالعه بدل خواهد شد.

یکی از اسناد مهم دیگری که درباره حادثه یوفو در تهران وجود دارد مربوط به سفارت آمریکا در رباط است که در تاریخ 25 سپتامبر 1976 با این عنوان برای وزارت کشور ایالات متحده ارسال شده است: موضوع : درخواست اطلاعات درباره اشیای پرنده ناشناس.این گزارش آشکار ساخت که حدود 3 تا 4 ساعت بعد از وقایع تهران حوالی ساعت 1 تا 2 روز 19 سپتامبر به وقت محلی مراکش شئ پرنده ناشناس با مشابهت بسیار در این کشور مشاهده شده است. در گزارش آمده است که پلیس مغرب گزارش های متعددی درباره شیئی که عمدتا در ارتفاع کم و به موازات ساحل اقیانوس اطلس پرواز می کرده دریافت کرده است.این شئ پرنده ناشناس شکلی مدور یا لوله مانند با ظاهری درخشان و نقره ای رنگ داشته است و در حین پرواز رد منقطعی از قطعات و بارقه های درخشان از آن بر جای می ماند.شئ مذکور هیچ صدایی نداشت.یکی از کارمندان سفارت که نامی از او در گزارش وجود ندارد اظهار می دارد که خودش این شئ را دیده است که ظاهرا به آهستگی همانند هواپیمایی که آماده فرود می شود در حرکت بوده است . به گفته وی شئ مورد نظردر ابتدا شبیه یک صفحه مدور به نظر می رسید ولی بعد که نزدیکتر شدظاهری شبیه به یک لوله را از خود نشان داد.

همچنین بعدها مشخص شد که یک ماهواره نظامی آمریکا نیز در همان شب یوفو در تهران را رصد کرده و گزارش این واقعه را ثبت نموده است.

ده روز بعد وزیر کشور وقت ایالات متحده هنری کیسینجر در پاسخی که به این گزارش داد خط سیاست رسمی دولت این کشور را درباره اشیای پرنده ناشناس در پیش گرفت.کیسینجر ادعا کرد : همان گونه که گزارش کمیته کاندون مشخص کرده است همه اشیای پرنده ناشناس را می توان به عوامل طبیعی نسبت داد و هیچ توجیهی برای برسی های بیشتر وجود ندارد.به گفته وی احتمالا مردم شاهد یک شهاب ثاقب یا بخشی از یک ماهواره در حال متلاشی بوده اند که مدرکی برای ورود آن به جو زمین وجود ندارد.

 تهران در ساعت 23

بعد از انقلاب ، گروه دانش شبکه دوم سیما بر اساس اسناد و مدارک موجود ، گفته های کارکنان فرودگاه مهر آباد و مسئول برج مراقبت آن زمان ، حسین پیروزی و خلبانان عزیزخانی و جعفری، فیلم حادثه یوفو در تهران را قالب مستندی با نام ” تهران در ساعت 23 ” بازسازی کرد که در ادامه شما را به تماشای آن دعوت می کنیم.لازم به ذکر است در این فیلم ، تاریخ وقوع حادثه 26 شهریور ماه اعلام می شود.این در حالی است که تمامی اسناد و مدارک موجود تاریخ حادثه یوفو در تهران را 28 شهریور ذکر کرده اند.

 سندی تاریخی

یکی از بهترین اسناد به جا مانده از حادثه یوفو در تهران ، صدای مکالمات ضبط شده بین خلبان جعفری و مسئول برج مراقبت مهرآباد یعنی حسین پیروزی است.این فایل صوتی حدود نیم ساعت است و متاسفانه کیفیت چندان مطلوبی ندارد ، اما باز هم قابل فهم بوده و حال هوای آن شب را به خوبی به شنونده انتقال می دهد.

 

دایگفایت با یوفو در آسمان تهران

در سال 2008/۱۳۸۷ «شبکه ی تلویزیونی هیستوری» (History Channel) مجموعه مستندی پرطرفدار را در زمینه ی یوفولوژی باعنوان «شکارچیان یوفو» (UFO Hunters) پخش کرد. قسمت یازدهم فصل اول این مجموعه، اولین بار در آوریل/ فروردین همان سال با عنوان «UFO Dogfights» پخش شد. این قسمت به بررسی حادثه ی یوفو در تهران و مصاحبه با خلبان پرویز جعفری اختصاص یافته که در ادامه شما را به دیدن آن دعوت می کنیم :

سرانجام نامعلوم

شاید خیلی از تهرانی ها ندانند که آسمان شهرشان 33 سال پیش یک شب پر از هیجان و پر ماجرا را تجربه کرده؛ تجربه ای که یکی از  مستند ترین موارد مشاهده یوفو (شیء ناشناخته پرنده) در جهان باشد.حادثه یوفو در تهران به تایید مقامات دولتی وقت و نیروی هوایی رسید. به دلیل شرکت در این حادثه هر دو خلبان فانتوم تا مدتی اجازه پرواز نداشتند. گویا آنها آزمایش هایی را پشت سر گذاشتند تا معلوم شود که به مواد رادیو اکتیو آلوده نشده اند؛

پیروزی می گوید : «هر دو خلبان بعدها به من گفتند گاهی که یک ستاره می بینند، فکر می کنند که آن شیء دوباره برگشته است. خود من هم تا 54 ساعت بعد از آن نخوابیدم. هر وقت خوابم می برد خواب آن شیء را می دیدم و از خواب می پریدم. هنوز یادم هست که چگونه بود». پیروزی وقتی به اینجا می رسد طوری به بالا نگاه می کند که انگار هنوز هم آن جسم را می بیند که اوج می گیرد و نورش ضعیف و ضعیف تر می شود. اما او هنوز چیزی را که دیده باور دارد و فکر می کند فضایی ها حداقل برای یک بار به زمین آمده اند و او شاهد آن بوده است؛ به خصوص که هنوز هم آخر و عاقبت جسم دو برایش مجهول است.یوفو در تهران

نظر شما در مورد حادثه یوفو در تهران چیست ؟

۱۱۹ دیدگاه

  1. خلاصه یوفو غیر یوفو هیچ غلطی نمتونن بکنن پرچم بالاس

    (0)
  2. خخخخخخخخخخخخخخ با فانتوم رفتن به جنگ سفینه ای که از پیشرفته ترین نوع سفینه های ساخته دست فرازمینیها هست؟ حالا مگه چیکار داشتن با شماها که این کارو باهاشون کردید و حمله ور شدید بهشون ؟

    (1)
  3. درود بر همه
    امسال فیلمی از 3 بشقاب پرنده ک بالای تهران ایستاده بودن گرفتم بخاطر حجم بالا نتونستم برای کسی بفرستم برای کسی مفیده تماس بگیره

    (0)
  4. همون مستندی شواهدی بر بیگانگان نگاه کردم در خلاصه فیلم یکی از اشخاص معروف سازمان سیا میگه که وقتی ازمایش بمب اتمی کردیم یوفو ها از اون مطلع شدن که چه جوری فهمیدن ازمایش کنن اونا هم یوفو گرفتن امریکایی ها ولی ایرانم میتونه بگیرنه یا ماکت خیلی بزرگ درست که و عکس موجودات فضایی روش بکشه بزاره کوها بعد بیا جمع بشن اون وقته که میتونن بگیرن وگرنه به گفته سازمان سیاه امریما سرعت یک ساعت 20000کیلومنر هست موفق.باشید !

    (0)
  5. به نظر من موجودات فضایی وجود دارن مگه میشه تو این عالم به این بزرگی و این همه کهکشان و سیارات فقط انسان ها باشن قطعا موجودات دیگه ای هم در کهکشان های مختلف وجود دارن

    (0)
  6. روسیه دنیا رو مسخره کرده

    (-1)
  7. سُـبــحـــان بابائی sobhantiger26

    ⁦❤️⁩

    (-1)
  8. گزارش جامع، کامل و خوبی بود، عکس+فیلم+صوت+متن+سند
    عالی بود تبریک میگم

    (0)
  9. یوفو و موجودات فضایی فقط یه داستان تخیلی هالیودی هست ، این اشیا نورانی هم منشا داخلی دارند ، یه بازی سیاسی یا هالیودی برای پر کردن جیب عده ای خاص در دنیا .

    (-9)
  10. سلام همچین شی رو ما در کویر سمنان مشاهده مردیم گرد بزرگ.با نورهای شدید حتی خیلی نزدیک شده بود که واضح قابل ما؟شاهده بود که از زمین دور شد رفت به اسمان مثل ستاره شد

    (0)
  11. با سلام
    من خودم به همراه پدر و مادر و برادر و دائی و بزرگم و خوانواده اش در گوهر دشت کرج شاهد این ماجرا بودیم.تمام عکسهائی که پسر دائیم با دوربین عالی کوداکش گرفته بود سوخته بودن.هنوز هم وقتی یادم می افته وحشت می کنم.

    (1)
  12. تا حالا اشیا نورانی زیادی تو آسمون دیدم که هواپیما نبودن. اما این اواخر عجیب ترینش دیدم که نورش عمودی بود و افقی حرکت می کرد تقریبا همین چند هفته پیش قبل از اینکه خبر صداهای عجیب از آسمان ایران بپیچه.

    (2)
  13. با سلام من امشب از بس این پست عالی بود شام نخوردم 😑 و اما یوفو ها واقعیت دارن من خودم و مادرم با هم دیدیم و البته فیلم ازش گرفتیم و جدیدا تو روز نامه چاپ کردن تو یزد و آستارا صدا های عجیب میاد برید میدونید تو گوگل سرچ کنید و ببینید که واقعیه من دیدم تو یزد از آسمون صدا های خییییلی عجیب میاد که دولت و مقامات به مردم پول دادن که اگه کسی ازشون پرسید بگن نه و شایعست که مردم نترسن ممنون از عرفان جون.

    (1)
  14. کاش یه سفینه فضایی بیاد این دور و ور که من ببینم خخخخخ دوس دارم از نزدیک ببینم هیجان داره

    (2)
  15. ببینید این ماجرا که میگم کاملا راسته به جان خودم یک روز تو تابستان بود من خوابیده بودم که گرمم شد رفتم یه اب یخ خوردم اما اونقد گرم بود اون رو زدم صورتم پارچش روهم گذاشتم بالا سرم که اگه گرمم شد باز بزنم به سر و صورتم بعد گرفتم خوابیدم بعد یه نور از پنجره اومد بیرون منم چون بقل خونمون پارک بزرگیه و اون روز رو جشن گرفته بودن گفتم شاید از اون هاست البته پارک چند خیابون بعد خونه ما بود اما چون ما طبقه اخر آپارتمان بودیم گفتم شاید نور میاد البته به جزئیات فکر نکردم که امروز چه جشنی هست که یک روز معمولی و خلوت بود اما بعد با اینکه پنجرمون دو جداره بود صدایی شکل شمشیر جنگ ستارگان اومد من بدبخت هم تنها بودم حرفمو روز بعد کسی باور نمی کرد می گفت اون روز زیاد خسته شدم توهم زدم اما مطمئن هستم که چی دیدم یک یوفو بزرگ دیدم دورش گرد بود و مرکزش اومده بود بالا دورش رنگ های مطفاوت داشت زرد نارنجی بیشتر دیده می شد و سوراخ هایی داشت که توش چیزا های عجیبی بود مثل یک اتیش که وقتی نور میداد بیرون تکون می خورد و بقیه وقتا که نور نمی داد تکون نمی خورد و دود نمی داد و دور مرکز اون رنگ هایی بود که دور خودش بود و بالای مرکز نوعی انتن بود وقتی من اون رو دیدم اول پارچ اب رو ریختم روی صورتم تا مطمئن شم توهم نیست و بعد خوابیدم و دعا می کردم و گفتم: خدایا من خیلی جوانم گناهان من رو ببخش فقط من نمی خواهم بمیرم صدام در نمیومد از ترس بعد خوابیدم و از ترس تکونم نمی خوردم از بس رو صورتم پشه نشسته بود همش می خواستم صورتم را تکون بدم اما از ترس این کار را نمی کردم تا اینکه صبح شد و پدرم برای نماز اومد و من جرات کردم پنجره رو نگاه کنم خبری از اون نبود با پدرم نماز خودم هر روز و خدا را شکر می کردم که اون روز زنده بودم اما تا یک هفته بعد در مورد یوفو ها تحقیق کردم تا به مطلب شما رسیدم فهمیدم که احتمالا برای صلح و تحقیق اومده بودن
    اما بگم من واقعا اون رو دیدم و مطمئن هستم توهم نزدم و دروغ نگفتم

    (3)
  16. با سلام من محمد هستم اهل تهران 14 سالمه یک سال پیش من و خانواده ام به پل طبیعت رفته بودیم ما در پارکی که پایین پل طبیعت وجود داشت زیر انداز انداخته بودیم بعد من خوابیده بودم و داشتم آسمان را نگاه میکردم که یک دفعه یک شئ گرد با نور هایی با رنگ های زرد.قرمز.و آبی که دورتا دورش میدرخشید را دیدم. من واحد ارتفاع را بلد نیستم اما دیدم که اون شئ بالای ابر ها درحال حرکت است.بعد اون با سرعت متوسطی در حال حرکت بود. اون شئ از خودش هیچ صدایی نداشت.بعد من به پدر بزرگم اون شئ را نشان دادم بعد پدر بزرگم گفت که شاید هواپیماست ولی به پدر بزرگم گفتم پس چرا هیچ صدایی نداره بعد پدر بزرگم گفتم که احتمالا از وسیله های جاسوسیه آمریکاست بعد مادرم هم حرف پدر بزرگم را تکرار کرد .بعد ما همچنان داشتیم اون رو نگاه میکردیم که بعد در پشت ابر ها محو شد.من اعتقاد دارم که اون یک بشقاب پرنده بوده.چون من تا چیزی رو با چشم خودم نبینم باور نمیکنم اما این رو باور میکنم.

    (1)
  17. بله دوستان بشقاب پرنده واقعی هست ما لب مرز زهک ب افغانستان زندگی میکنیم دیشب ی شی عجیب بزرگ و پر نور تقریبا ساعت ۲شب بود در فاصله ۳چار کیلومتری روستامون فرود اومد ی لحظه نورش همه جا روشن کرد بعد خاموش شد هیچ صدایی هم نداشت منم از ترس رفتم خوابیدم

    (-2)
  18. ما خودمون معتقدیم فضا بی کرانه و خب این خود خواهیی هست که بخواهیم فکر کنیم ما تنها موجودات هوشمند جهان هستیم دیوانگیه!!!!
    همیشه با معلم هام جر و بحث داشتم به خاطرش چند بار از کلاس بیرون افتادم ولی پشیمونم نیستم.
    به هرحال من معتقدم که قوانین فیزیک نمیتونه حریف اینا بشه.
    ما نسبت به اینا علم ناچیزی داریم و ۳%از جهانمون رو میشناسیم شاید اونا واقعا۱۰۰%عام موجود رو بدونند؟
    چیزی که مسلم هست اینه که نمیتونیم مقابلشون ایستادگی کنیم.

    (-1)
  19. با سلام خدمت دوستان و هموطنان گرامی
    اینقدر مطلب جالب بود که هر خواننده ای رو وادار میکنه تا آخرش ادامه بده .
    امیدوارم .ایران عزیز به چنین تکنولوژی های خاص دست پیدا کنه و بتونه توی دنیا حرف اول رو بزنه .
    به امید اون روز چه من باشم و چه نباشم

    (3)
  20. درود
    مستند دکتر استیون گریر که امسال منتشر شد حقایق بسیاری درین موارد را افشا نمود. سالهاست اینها روی زمین حضور دارنداز رازول کاملا عریان مرتبط شدند. سفینه هایشاناها سالم روی زمین رها شد . و ایالات متحده با مهندسی معکوس بعضی تکنولوژی هایشان رو به ثمر رسانیدند
    به گفته دکتر گریر ایالات متحده قصد دارد تا اتمام سوختهای فسیلی حضورشان را توسط سازمان فضانوردیش ناسا تکذیب نماید. و روشهای رایگان تامین سوخت را تا انزمان در خدمت خود داشته باشد. و بعد از اینها فضاپیماهای مهندسی معکوسش را بعنوان فضایی به ما قالب خواهد نمود .تمام ادعاها بر اساس مدارک و کنفرانسهایی با شرکت مدیران ارشد اسبق ناسا و نظامیانی بوده که در پروژهای مربوطه شرکت داشتند. دیدن این مستند را به همه گان توصیه می کنم

    (0)
  21. سلام
    یوفو ها زیبا هستند،من هر صبح اون ها را میبینم،با چه وسیله ای فیلم بگیرم؟کیفیت گوشی تو شب سیاه میگیره،که بشه واضح گرفت.

    (1)
  22. با سلام
    یوفو کیلو چنده
    بیچاره ها ترفند سیاسیه که به قول معروف سواری بکشند آمریکایی ها دیدند جواب می ده حالا اینها هم شروع کردند
    کی باور می کنه
    اگه راسته این همه سال کجا بودند؟
    اگه راسته چرا فقط اسخاص سیاسی من جلمه رئیس جمهور پشت تلویزیون اعلام می کنند؟
    اگه راسته چرا فقط تو فیلم هاست؟
    چرا این همه سال نیومدند ما رو از گرونی و مشکلات نجات بدهند؟
    چرا حالا که آمریکا توی زواله اینها پیداشون شده
    چرا؟
    چرا؟
    چرا؟
    یه نصیحت خامتون نکنند ازتون سواری بکشند سیاست پدر مادر نداره

    (-24)
  23. با سلام،برا بنده فقط یه چیز قابل حل نیست،طبق قوانین فزیک هر اشیائی بتواند با سرعت نور حرکت کند تبدیل به انرژی میشود,چطور میشه اینا با این سرعت ذکر شده حرکت می‌کنند،از چه نیروی رانشی استفاده می‌کنند،با اون سرعت ازبعد زمان خارج میشن،با چه نیروی پسا تولید می‌کنند​ جالبه

    (-6)
  24. من قسم میخورم که در سال 1393 یک سفینه موجودات فضایی دیدم و میتونم کامل براتون تعریف کنم . به خدا واقعی هستش . تابستان بود و مدرسه طعتیل بود . یک روز حالم خیلی بد بود . رفتم تو کوچه یکم هوا بخورم و نشستم زمین و به اسمون نگاه کردم . وقتی که به اسمون نگاه کردم وحشت کردم چون یک بشقاب پرنده بزرگ با ارتفاع زیاد دیدم . و همون طور ایستاده بود . دقیقا با وحشت و ترس . 9 دقیقه ایستاده بودم و داشتم اونو تماشا میکردم ولی اون با سرعت بسیار بالا دور شد و هیچ هواپیما پیشرفته ای که در کره زمین هست نتونست با اون سرعت برود . وحشتناک بود و من تو عمرم انقدر نترسیده بودم و انقدر هیجان زده نشده بودم و یک هفته نتونستم تنهایی برم دستشویی . این چیز هایی که گفتم 100 درصد واقعی هستش . وقتی که من ترسیده بودم بعد از یک هفته یه چیزی تو دلم گفتم که اروم شدم و دیگه نترسیدم . گفتم که موجودات فضایی هم مثل ما بنده خدا هستن و توسط خدا افریده شدن ولی فقط یکم بیشتر از ما جلو تر و پیشرفته تر هستن و فقط برای تحقیق اومدن به زمین و کاری به کار ما ندارد . من به موجودات فضایی اعتقاد دارم و اعتقاد دارم که اونا فقط برای تحقیق میان . ما انسان ها برای اونا بیگانه هستیم و اونا برای ما بیگانه هستن . من نخاستم اینارو برای کسی تعریف کنم چون میترسیدم فکر کنن من دیوانه هستم ولی خواهش میکنم شما راجب من اینجوری فکر نکنید و تشکر میکنم از سایت خوبتون . خیلی فیلم جالبی بود و 100 در 100 باور دارم که واقعی بود

    (14)
    • باسلام به علی آقا درجواب به شما میخواهم بگم که منم مثل شما یک یوفو دیدم بذارین کل ماجرا روتعریف کنم من در رشت زندگی میکنم سه شنبه یعنی فردای عید فطر بود که ما رفتیم با خانواده بیرون گردش برگشت هوا تاریک بود تو جاده ورود به رشت من یکسره به آسمان نگاه میکردم و ستاره هارو تماشا میکردم البته فقط ستاره های پرنور میدیدم چون هوااونقدرم صاف نبود که یهو یک شی مثلثی شکل دیدم که با سرعت متوسط داشت حرکت میکرد رنگش خاکستری بود البته خیلی تیره تر و در سه گوشه مثلث سه چراغ با رنگهای آبی . قرمز . سبز وجود داشت اولش فکر کردم هواپیما یا موشک اما دیدم هیچ هوامپیمای مثلثی وجود نداره و یا حتی سرعتش درسته گفتم متوسط ولی از یه هواپیما با اون ارتفاع برنمیومد اونقد اون شی رو نگاه کردم که یهو با اینکه زیاد دور نشده بود محو شد راستی یک مربع هم وسطش بود من قسم میخورم همچین چیزی رو دیدم من سن زیادی ندارم و فقط13 سالمه و دروغی هم ندارم که بگم و عاشق علم نجوم هستم و به یوفو اعتقاد دارم و از روزی که اون یوفو رو دیدم همش میترسم که اونا به ما حمله کنن اون شی که من دیدم هم هییییییییییچ شباهتی به موشک و هواپیما و ماهواره و جت و پهباد هم نداشت امیدوارم که حرف منو باور کنین فکرای بد راجب من نکنین ممنونم

      (5)
  25. با سلام به همه دوستان عزیز و گرامی به هر حال نمی شه منکر وجود حیات در کرات دیگر شد. با توجه به وسعت فضا در هر گوشه های از این جهان هستی به یقین می توان گفت حیاتی وجود دارد همچون در این زمینی که ما ساکن آن هستیم. مسلما اگر تا کنون موجودات فرا بشری توانایی رسیدن به کره خاکی ما را داشتند با آن مواجه می شدیم و به احتمال زیاد فن آوری های مدرنی که کشورهای قدرتمند از نظر تکنولوژی اختراع می کنند و سالیان طولانی بصورت محرمانه باقی می ماند و ما از آن بی اطلاع هستیم دخیل در این حوادث هستند. مطمنا اگر عمر طولانی تر داشتیم خیلی از این مباحث در طول زمان برایمان پاسخ داده می شد.

    (1)
  26. من اهل قمم و این مارجرایی که میخوام بگم به چند سال پیش برمیگرده ما تو شهرک شهدای قم زندگی میکنیم اون زمان احمدی نژاد رییس جمهور بودن ساعتای چهار و پنج صب بود که بایه صدای بلند ترسناک از خواب پریدیم و رفتیم طرف حیاط اون موقع بود بایه چیز عجیب روبرو شدیم یه جمسم دایره ای بود که به سرعت میچرخید و یه نور قرمزنارنجی و زرد پخش میکرد واین نور هی جمع میشد به گل فضای قم پخش میشد و دوباره جمع میشد و دوباره پخش میشد بعد از رفتن این شیء که با سرعت دور شد بعد از چند دقیقه از دور شدن اون شی به پدرم که در فردو بود زنگ زدیم و گفتیم چیزی با این مشخصا بینین که اونا گفتن نه ولی اونا بما گفتن یه انفجار دیدن که انگار پالایشگاه گازه منفجر شد که اون موقع گاز قطع شد بعد از اون قضیه احمدی نژاد برای سر پوش گزاشتن به این قضیه گفت که یکی از موشکار ما خراب شد ولی اخه کدوم موشکی میتونه به سرعت دوره خودش بچرخه بعد به سرعت نور دور بشهاز خودش نورپخش کنه دوباره جمع کنه بعد از اون روز ما توی حیاطمون پور از فلز یا بهتره بگم براده پیدا کردیم

    (0)
  27. وای معرکه بود توی راه بودم اصن نفهمیدم ۲ ساعت راه چجور گذشت ..دمت گرم گردنم درد گرفت 😐

    (0)
  28. سلام وقت بخیر ، خیلی خیلی عالی بود بنده همه دوساعت داشتم مطالب را میخوندم و فیلم ها رو میدیدم و عالی بود و با سند ممنونم

    (9)
  29. در مورد شئ نورانی که اخیرا شبها در آ سمان تهران با. نور خیلی زیاد سمت غرب آ سمان تهران مشاهده میشه مطلبی نتونستم در اینترنت پیدا کنم نوری که مثل. یک ستاره ثابت ولی خیلی بزرگ تر از یک ستارس یا شاید نزدیکتر باشه و بعضیها میگفتن از :
    ساعت 22:00به بعد دیگه نور دیده نمییشه

    (1)
  30. زمان درگیریهای انقلاب و کشتار تو خیابونهای تهران با اینکه سن کمی داشتم اما به خوبی یادم هست یک شی نورانی در ارتفاع خیلی زیاد در آ سمان یکجا ثابت ایستاده بود و نورهای آ بی،قرمز وگاهی سفید و زرد از خودش ساطع میکرد و تقریبا مثل همین شی که در بالا بحثش و کردین بود و برادر بزرگتذم هم بود و این شی حتی یک بار انگار خیلی ارتفاعش کم شد ولی من فقط از این جهت پایین اومدنشو متوجه شدم که فصله بین نورها زیاد شد و نورها قوی تر شدن اما نمیدیدم بین این نورها شیی وجود داشته باشه انگار خودش نامریی بود

    (0)
  31. اشیای پرنده نورانی ناشناخته اصلا جدید نیستند قدیم هم بسیار بندرت بودند . در افسانه ها ذکر شده. که اکثر انها شهاب بودند موارد خاصی هم است که توجیه علمی ندارد. ولی این موارد خاص هم با انسانها هیچ کاری ندارند حداقل تا نزدیک اخرزمان ( ظهور منجی بشریت ) کاری ندارند.

    (0)
  32. نظریه های مختلفی برای این موضوع وجود داره اما بیشتر از اون سوالایی هست که باید جوابشو پیدا کنیم …….. مثلا اینکه میدونیم یوفو ها در زمان های باستان هم وارد زمین میشدند و مدارکش از عکسایی که الان هست محکم تره اما اینکه چرا اونا 3000ساله فقط دارن نگاه میکنن یک سواله… البته بنظرم درگذشته های خیلی دور فضایی ها با ما ارتباط داشتند و در اصل خدایانی که مردم هند و بودایی ها میپرستند مثل کریشنا در واقع موجودات فضایی بودن . شاید هم موجودات فضایی همین الانم بین ما باشند … هرچی که هست میدونم یک روزی جواب همه این سوالارو میگیریم و به نظریه های گذشتمون میخندیم????

    (11)
  33. بشنوید باور نکنید ! منظورم این نیست اونشب چنین اتفاقی نیفتاده ! به نظرم ابزارهای جاسوسی امریکا بودن به هر حال امریکا هفتاد هشتاد سال از دنیا جلوتره ، وقتی با فشار یک دکمه از این ور جهان به اون ور جهان پیام ارسال میشه در گذشته حتی فکر کردن بهش هم خنده دار بوده !

    در کل جاسوسی بوده وگرنه این همه شهر چرا هی رو تهران مانور میداده !
    ضمنا چه سوختی میتونه یک صفینه ی فضایی رو با چنین سرعتی جابه جا کنه و به کره ی زمین بیاد ! در فضا که جاذبه ایی نیست چطور تونستن سفینه ایی برای اومدن به کره ی زمین که جاذبه است بسازن ؟

    چیز دیگری که سوال بر انگیزه اینه که چرا برج مراقبت سعی در سیگنال گیری و ارتباط با فضاپیما نکرده !؟
    چرا با این تهدیدی که مواجه شدن دوتا خفاش فرستادن و اعلان وضعیت قرمز نکردن ؟

    امریکا خیلی پدر سوخته است تجهیزات مدرنی داره اما خوب معلومه افشاش نمیکنه ؟

    یکی از فامیلا قسم میخورد شب سفینه ایی به پنجره اتاقش نزدیک شده و اونو رصد میکرده و به محضی که متوجه بیداری فامیل شده با سرعتی باور نکردنی مانند تکه ایی نور در اسمان ناپدید شده ! من حس میکنم اینها ابزارهای جاسوسی از حریم شخصی ملتها توسط شیطان بزرگه

    (-11)
    • دوست گرامی طبق گزارش خلبان ها سرعت جابجایی ای شی ناشناخته 131 ماخ بوده و هیچ بشری نمی تونه وسیله ای بسازه که به این سرعت برسه جت ها معمولا دو سه ماخ سرعت دارن

      (6)
    • بله دقیقا شما درست می فرمایید اون ها دارند در واقع به ما میگن موجودات فضایی وجود داره ولی من اصلا خودم هیچ اعتقادی به موجودات فضایی ندارم و این همه عکس ها هم ازشون تقلبی هست

      (-8)
  34. من از عدل خمینی از مشهد هستم و بشقاب پرنده ها حقیده نداشتم تا…. یه وقت تو عدل خمینی 74 یک بشقاب پرنده دیدم قشنگ بالا سرم بود و با سرعت نور رفت سمت ماه قشنگ واضع بود الان دیگه واقعا اطمینانم 100%شده که بشقاب پرنده ها واقعین

    (2)
  35. سلام

    من اهل مهابادم و سیزده سال سن دارم.پارسال به کنار ساحل رفتیم بعد از یه مدت که به اسمون نگاه کردم دیدم یه شئ پرنده دایره شکل و بدون چراغ از بالای سرم گذشت یک دور چرخید و از همان جایی که امده بود رفت.

    (2)
  36. از اینکه امریکا دارای تکنولوژی بالاتری از دیگران باشه شکی ندارم. ولی اگر کشوری داشت دو روزه تمام دنیا رو
    تصرف می کرد.همانطوری که ان زمان یکی از خلبانان گفته بود.!!
    و اگر موجود فرا زمینی واقعیت داشته باشد، که به اعتقاد من دارد. و اگر بشری از اینده با تکنولوژی برتر به گذشته
    سفر (زمان وقوع)کرده باشد که محتمل است.
    چنین موجودتاتی با این توانایها هرگز با موجود بسیار بسیار ضعیف تر از خودش درگیر نمیشود.
    اینکه یکی از یو فوها باقی مانده بنظر من فقط میتواند برای انجام ادامه کاری که در زمین داشته اند ،بوده باشد.
    در پایان از آقای عرفان انبار تشکر میکنم زیرا با مطرح کردن چنین مطالبی نکات تاریک ماجرا روشن میشود.

    (3)
  37. منم یه تجربه عینی همانند آنچه که در گزارش مراکش در وصف یوفو نوشته شده بود رو دارم منتها زمانی که من دیدم سال 1369 تو شهر ارومیه بود . فرداش روزنامه ها هم درباره اش نوشتند بشقاب پرنده در آسمان ارومیه و چند شهر دیگر دیده شد. تا بحال یه همچنین چیزی تو عمرم ندیدم.دقیقا وصف یوفوی مراکش بود.

    (2)
  38. ببخشید یه سوال شماره ای از خود این خلبانا یا نویسنده این نوشته ها را داری

    (-2)
  39. اون هایی که باور نمیکنند برن درباره ی منطقه ی 51 نوادا تحقیق کنن

    (3)
  40. اینو قبلا در مجله صنایع هوایی بطور مفصل خونده بودم جالبه که این موضوع تا سالها جزو اطلاعات طبقه بندی در امریکا بوده و از اون ماجراهای فیک نیست _ دو فرضیه مطرحه:

    1- یا موجودات فرازمینی بودن که با تکنولوژی پیشرفته شون یه سری به زمین زدن و رفتن… با توجه به این که یکی از اف-4 ها سعی میکنه روی یکی از این اشیاء لاک کنه و ناگهان همه آلات و نشانگرهای هواپیما از کار می افته و یا سرعت بسیار بالاشون که جنگنده های ما با افتربورنر روشن و سرعت فراصوتی هم به گرد پاشون نمیرسیدن مشخصه که تکنولوژی بسیار برتری داشتن و با در نظر گرفتن این نکته که سریع ترین جنگنده ای که توسط بشر ساخته شده (میگ 31) نهایتا 3.5 ماخ میره ((البته الان بحث موتورهای ترکیبی رمجت و غیره مطرحه که رسیدن به سرعت پایدار 6 ماخ رو هم در پرواز ممکن میکنه)) بنابر این اینکه فکر کنید این اشیا پرندهای سری شوروی و یا امریکا بوده اند کودکانه ست!

    2- یه تئوری هم اینه که خبری از موجودات فرازمینی نبوده بلکه انسانهایی از آینده بسیار دور بوده اند که بازم با تکنولوژی پیشرفته شون موفق شدن با سرعت بیشتر از نور به گذشته سفر کنن و وارد دنیای موازی (دنیای ما) در سال 1355 بشن… برای اون نورها هم یک توضیحی دارم که ترجیح میدم در فضای مجازی مطرحش نکنم شاید بعدا موفق بشم قانون سرعت حد رو نقض کنم 🙂

    3- سرکاریم، اینم یه احتماله…

    (12)
    • این که فکر کنیم کشورها تمام تجهیزات نظامیشون رو باید رونمایی کنن تا شما ازش اطلاع داشته باشید بچه گانس

      (-4)
    • فقط لطف کنید اگه قانون سرعت حد رو نقض کردید ولی قانون سرعت حد مجاز در بزرگراهها و خیابان ها رو نقض نکنید.ممنون از توضیحاتتون

      (9)
    • چند روز پیش یه بنده خدایی اومد زنگ خونمون رو زد گفت احتیاج به کمک مالی دارم میتونید به من مقداری کمک مالی کنید؟ ازش پرسیدم شما کی هستید؟گفت من نوه شما هستم پدر بزرگ و از آینده اومدن در آینده وضع مالی خوبی ندارم لطف کن به نوه ات کمک کن.همون روز به خودم گفتم خاک برسرم که نوه ای مثل تو قراره بیارم و از اون روز تصمیم گرفتم که ازدواج نکنم که نواده گانم رو بدبخت کنم.

      (-14)
    • اتفاقا امریکا و شوروی (به خصوص شوروی) پنهان کاری های بسیاری در زمینه ی یوفو داشتن ،طی جنگ جهانی دوم نازی ها نمونه هایی از این بشقاب پرنده ها ساختن که بعد از جنگ توسط شوروی و امریکا به تاراج رفت،همچنین هواپیماهای با موتور جت و امروزی ساخت نازی ها بوده که در سال 1945 هواپیمای با موتور جت میسازن
      بشقاب پرنده هایی که المان نازی ساخت: هانیبو 1 ،2 و 3
      و ماشین زمان بل که ساخت و بعد ازپایان جنگ دانشمند هاش توسط ارتش المان نازی کشته شدن و این دستگاه ناپدید شد…
      در نتیجه فرضیه ای که من دارم اینه که:شوروی در مناطق دور افتاده سرد و برفی مثل سیبری این ازمایش ها رو در خفا انجام میداده و هنوز هم انجام میده و امریکا در منطقه 51 با درجه سری بودن کمتر…
      و یوفو ها دو بخش هستن:بخش فرازمینی
      یوفو های ساخت دست بشر…

      (5)
    • سفر در زمان البته به گذشته عملا غیر ممکنه ولی به آینده ممکنه . اگر هم دلیل قانع کننده میخاید یه سر به پارادوکس پدربزرگ بزنید

      (-1)
  41. هنوز خیلیها آب قدرت بودن آمریکارو جدی نمی‌گیرند.ممنون از مقالتون…

    (-7)
  42. منم موافقم اگه فرازمینی ها وجود داشتن پس چیشد یه باره غیب شدن و دیگه خبری ازشون نیست به نظر من داستان رازول و بشقاب پرنده و فرازمینی و فیلمهایی که صنعت سینمایی امریکا در این باره ساختن همش سرپوشیه برای مخفی نگر داشتن تحقیقات و تولیدات نیروی هوایی ایالات متحده امریکا

    (-6)
  43. اگر واقعا چنین اجسامی وجود داشته اند و رویت شده اند اینها تمام ساخته دست انسانه. اگر موجودات باهوشی مانند انسان در دیگر نقاط عالم هستی وجود داشته باشند که خودشون رو به کره زمین رسوندن، همون طور که دوستان اشاره کردند نیازی به موش و گربه بازی نیست.
    هیچ وقت کسی این سوال رو نمیکنه که چرا تمام این رویدادها و اتفاقات در زمان گذشته رخ داده و الان خبری از این اتفاقات نیست.
    اگه کمی دقت کنید متوجه میشید که تمام این اتفاقات عجیب که در خیلی از نقاط دنیا افتاده و دیده شده در زمان جنگ سرد بوده. جنگ تکنولوژی میان آمریکا و شوروی.
    از کشوری مثل آمریکا که 40 سال پیش زمانیکه مردم به زور یک تلویزیون تو خونه هاشون داشتن و تو اون زمان ماهواره وویجر ۱ و 2 رو به فضا فرستاد و این ماهواره ها تو همون زمان خودشون پیشرفته ترین تجهیزات مخابراتی رو داشتن که تا همین سال 2014 داشتن با همون تجهیرات با زمین ارتباط برقرار میکردن بعید نیست که همچین اجسامی رو طراحی و تولید کرده باشه و مورد آزمایش قرار داده باشه.

    (3)
    • گذشته؟
      کی گفته فقط در گذشته بوده یه سر به یوتیوب بزن و ufo رو سرچ کن کلی فیلم ازشون میبینی که جدیده نمونه آخر ورژن تهرانش هم گلوله باران یکی از همین ufo ها توسط پدافند هوایی تهران هست اگر اشتباه نکنم اواخر دی ماه 1395. تو فیلم کوتاهی که ازش گرفته شده قدرت مانور اونو میتونی ببینی

      (4)
  44. سلام دوستان عزیز من.ازتون خواهش میکنم برای اینکه درمورد یوفولوژی و یوفوها اگه میخواید اطلاعات موثق و بیشتری بدست بیارید دو تا سخنرانی استاد رائفی پور درباره یوفوها رو حتما گوش کنید . تو اینتر نت سرچ کنید حتما میاد .توی سایت مصاف هم می تونید سرچ کنید

    (3)
  45. اول یک تشکر ویژه از گجت نیوز و مدیر و موسس اون اقای عرفان انبار به خاطر این مطلب بسیار عالی.دوم اینکه شک نکنید که موجودات بیگانه وجود دارند و بزودی این راز به صورت عمومی بر ملا خواهد شد.

    (15)
  46. سلام علیکم
    تقریبا در همان سال ها در یه روز زمستانی و البته بارانی مادر بزرگ من متوجه چیزی ظاهرا گرد و عجیبی که در حیاط می افته می شن و وقتی اونو می بینند از ترس بسرعت در اتاق رو روی خودشون می بندند اما همچنان صدای اون شی عجیب رو می شنوند بعد از چند ثانیه که صدا کم کم قطع می شه از لای در سرک می کشند و میبینند اون شی عجیب بسرعت داره به بالا حرکت می کنده تا اینکه کاملا محو میشه.
    این داستان رو من از بزرگتر ها شنیدم و نمی دونم تا چقدر می تونه صحت داشته باشه شاید هم یه توهم بوده.

    اما اجازه بدید از خود بگم. …
    بنده اهل یکی از روستا های قشم هستم
    معمولا شب ها چون فضای روستا نسبتا تاریک هست توی آسمون ستاره های زیادی رو میشه دید و وقتی هم که برق بره اسمون واقعا دیدنی میشه.
    هر ساعت (در شب معمولا) از بالای سر ما تقریبا 4 تا شاید هم بیشر هواپیما رد میشه . فرود گاه هم زیاد از ما دور نیست.
    اما بعضی وقتا ها (تقریبا هر 2 -3 روز) اجسام نورانی متحرکی رو در آسمان می بینم که اصلا شبیه به هواپیما نیست چرا!!!!
    به چند دلیل:
    1 – چراغ چشمک زن نداره
    2 – بعضی هاشون خیلی خیلی بزرگ و پر نوره
    3-روی یک خط مستقیم حرکت نمیکنند
    4-بعضی وقتا در حین حرکت به یک باره می ایسته و کم کم محو میشه انگار که داره اوج می گیره

    اصلا هم شبیه شهاب سنگ نیست

    به نظر شما چی میتونه باشه؟!

    (7)
  47. سلام و خسته نباشید ممنون از مقاله مفیدتون.
    لطفا برای ویس مکالمات خلبان جعفری و مسئول برج مراقبت اقای پیروزی هم لینک دانلود قرار دهید.
    ممنون.

    (3)
  48. ی سوال دارم. مگه میشه ساعت ۲۲ شب تو تهران مثل روز روشن بشه و مردم نفهمن؟! خبرش تو ایران هیچ جا پخش نشه؟! حتی اگه تو خونه هم نشسته باشی از پنجره مشخصه. نمیتونم خودمو توجیه کنم.

    (-6)
    • دوست عزیز من از ظاهر حرفاتون متوجه شدم کلمه ساعت 22 زمان فرض کردید ساعت 22 موقعیت جغرافیایی شی هست.
      اینکه کسی اون موقع ندیده چون در اون حوالی و با مقیاس نوری که داشته کسی زندگی نمیکرده.
      البته شاید.

      (2)
  49. من یک افعانی ام تقریبن حدودی 7 سال قبل که درآن زمان کسی درباره چنین موجودانی آگاهی نداشت من خودم توروستایی در استان بامیان تنهانشسته بودم هنگام غروب بود همچنین شی رابه چشم خودم دیدم سرعتش خیلی بالا بود رنگش مسل لامپ مهتابی بود ولی درنظری من یک جسم نبود چند قطعه پوشتی سرهم دیدمش هیچ شباهتی به موجودی زنده نه داشت که به زود ترین فرسد میان تپها ناپدید شد که من تا هنوز درفگرش بودم …..

    (8)
  50. من هم قبلا روایت این داستان رو خونده بودم منتها این کجا و آن کجا ، خیلی روایت شما جذابتر و دارای نکات خیلی ریز و جالبی بود
    مخصوصا مشخصه با کلی تحقیقات دیگه همراه بود از جمله فیلم هایی که قرار دادین

    ممنون

    (11)
  51. با سلام پست بسیار عالی و جالب بود ممنون

    (8)
  52. مطلب خوندم افسرده شدم. اینجا همه تشنه تکنولوژی هستن. من جمله خودم که سیراب هم نمیشم وقتی میبینم با همچین سرعتی میتونن پرواز کنن و همچین تکنولوژی دارن که میتونن تلپاتی کنن و ذهن خلبان رو بخونن یا سیستم دفاعی هواپیما رو غیر فعال کنن افسرده میشم چقدر عقبیم اینا در حد خدا هستن پیش ما . یه مستند دیدم که میگفت نظریه ایی هست که میگن اینا DNA ما رو دستکاری کردن و ما رو به اینصورت که هستیم در آوردن. یعنی خالق ما هستن. اما نظر من چیز دیگست.

    (5)
  53. سلام و خسته نباشی ویژه مخصوص سردبیر سایت گجت نیوز عالی بود عالی
    منتظر مقالات بعدیتون هستیم

    (11)
  54. سلام من این ماجرا رو قبلا خوندم اما اگر به شخصه مشابه همین ماجرا رو که روبروی سایت غنی سازی نطنز سال ۱۳۸۶ با چشمای خودم نمیدیدم و البته صدها نفر دیگه از سربازای پدافند هوای همین منطقه باور میکردم که یوفو واقعیه ولی اگر شما هم مثل ما یکی از اون همه هواپیما های بدون سرنشین عجیب و قریبی که بچه های پدافند زدن و ارم امریکا روشون بود رو میدید دیگه به یوفو اتقادی نداشتید

    (-11)
    • عزیز من پهپاد که اون موقع هنوز ساخته نشده بود که آخه
      بعد این پهپاد هم اگر بوده می تونسته عمودپرواز باشه آخه کدوم هواپیمای عمودپروازی اون موقع ساخته شده بود که پهپادش ساخته بشه

      (14)
      • سلام
        اولا تاریخچه پهباد و تل پاتی به جنگ جهانی دوم بر میگرده
        دوما بهتر برای اطلاعات بیشتر کمی در مورد اشیای نورانی که در سال های ۸۵ و۸۶ روی سایت های مثل غنی سازی نطنز به شکل مکرر رویت شدن تحقیق کنی و همچنین سقوت f14 در جنوب بعداز انهدام یکی از همین اشیای نورانی روی جزیره خارک

        (-4)
      • تاریخچه هواپیمای عمود پرواز برمیگرده به نازی ها و جنگ جهانی دوم ولی چیزی که من بهش باور دارم اینه که فضایی بیکار نیستن بیان چرخ بزنن برای خودشون و امریکا میخواد از عمد این ذهنیت روایجاد کنه که این تکنولوژی غیر زمینی هست تا اگر روزی خواست ازش استفاده ی نظامی کنه کسی به این فکر نکنه که شاید کار خود امریکا باشه،البته که موجودات فضایی وجود دارن ولی میلیارد ها سال نوری دور تر…

        (4)
  55. این بحث مهم است

    آخرین نظریه بزرگ

    در هزاران سال پیش جای قطب شمال و جنوب در شرق و غرب بود.طی تحقیقات پروفسور جعفری مثلث برمودا جزو قطب شمال در گذشته به شمار می رفت.(هزاران سال پیش)
    و همچنین مناطقی از شرق مالزی تا 100 کلیومتری شرق فیلیپین جزو قطب جنوب به شمار می رفتند.
    حالا این چه ربطی به این موضوع دارد. طی گزارشات حدود 99% از هواپیما ها و کشتی های مفقودی،ارتباط رادیوئی قطع می شد و قطب نما ها به دور خود می چرخیدند.
    دلیل اتفاق افتادن این رویداد این این است . بله،جابجایی قطب های زمین جواب است.جابجایی قطب های زمین پس امواجی را در این مناطق ایجاد می کند که این امواج با وجود کشش توسط قطب شمال و جنوب (قطب های که الان به عنوان قطب شمال و جنوب به شمار می روند)باعث این اختلال می شود(مانند لوله ی درون یک سیم پیچ).
    همچنین این امواج دلیل 70% سیل های است که در فیلیپین رخ می دهند.
    هواپیمایی مالزیایی که در پرواز کوالالامپور گم شد به همین دلیل ارتباط خود را با برج مراقبت از دست داد.

    (-4)
    • الان مثلث برمودا چه ربطی به تهران داشت؟ بعدشم همه یه شئی با سرعت بالا رو دیدن.

      (5)
    • راست میگه.تو کتاب تکمیلی (که تو مدارس تیزهوشان میدن نوشته هر چند میلیون سال قطب جنوب و شمال مغناطیسی زمین برعکس میشه. یعنی هر سال یکم جا به جا میشه.

      (0)
  56. درسته که غیر از کره زمین کرات دیگری هم هستند که موجودات فرازمینی دارند ولی این یوفوها همشون ساخت امریکان و جاهایی هم که مشاهده شدن برای اینکه این فناوریشون لو نره اسم موجودات فضایی روشون گذاشتند. اگه موجودات فضایی بیان کره زمین دیگه چرا موش و گربه بازی میکنن. راحت میان بین دو کره سفر میکنند و راجب دنیای خودشون و ما به بحث و گفتگو میشینن.

    (-5)
  57. درود بر شما آقای انبار
    تبریک میگم قلم توانایی دارید
    برخلاف زومیت که کیفیت براش مهم نیست و هدفش روزی 40 مطلب رفتنه سایت شما کمتر میره اما کیفیت رو میشه همیشه حس کرد

    (8)
    • در نظر داشته باشید زمینهای فعالیت هر دو سایت کمی متفاوترند زومیت و امثالهم به سمت اخبار تمایل دارند و اگر مشاهده فرموده باشید اخباری که حتی محتوای آن مناسب کاربران ایرانی نیست نیز در آن موجود میباشد ولی گجت نیوز کار خود را تنها برای کاربران ایرانی بسنده کرده و باید قبول کرد که موفق نیز تاحدوده شده است

      (4)
      • باید بگم به خدمتت که تاحدودی باهات موافقم چون گجت نیوز واقعا داره با سایت های دیگه متفاوت میشه اصلا نمیشه مقایسه کردش با این سایت ها نمیشه حدس زد چی قراره بذارن همین مطالبش که متفاوته عالیه

        (4)
  58. نمی دونستم.

    (0)
  59. عالی بود، دست مریزاد

    (3)
  60. مشاهده تهران یکی از مستندترین و کاملترین مشاهدات یوفو در دنیاست که هم کثرت شاهدان و هم انجام یک عملیات نظامی گواه بر تشخیص درست این مورده.در حالی که در اکثر موارد هیچ فعالیت خاصی برای شناسایی و یا ردگیری اشیا ناشناس انجام نمیشه.مسولیت پرواز دو جنگنده اونم بر فراز پایتخت چیزی نیست که بشه به سادگی از کنار اون گذشت و تا ضرورت و احساس خطر جدی رخ نده امکان نداره اجازه عملیات صادر بشه(چه اون زمان و چه در زمان حال و چه در هر کشوری).من این مطلب رو قبلا مطالعه کرده بودم ولی به این جامعی نبود از نگارنده کمال تشکر رو دارم.

    (10)
  61. عالی بود ممنون

    (4)
  62. ساعت ده یعنی شمال غربی . نه سمت راست

    (1)
  63. خدا قوت آقا عرفان. فک میکنم بعد سه چهار ماهه که یه مطلب از شما می خونم… ممنون بازم

    (5)
  64. پیشنهاد میکنم این لینک هم ببینید دوستان
    http://www.maaref.porsemani.ir/node/3019

    (1)
  65. در کتاب‌ توحید و حصال روایتی است از جابر بن یزید که از امام باقر (ع) در مورد آیه 15 سوره «ق» پرسید، حضرت فرمودند: ای جابر آیا گمان می‌کنی که خدا فقط این عالم واحد، کره زمین را خلق کرده و آیا فکر می‌کنی که او به جز شما بشری نیافرید به خدا قسم که خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم بیافرید که تو آخرین ایشان هستی و اینان نیز آدم‌اند.

    آیه 15 سوره ق، افعیینا بالخلق‌الاول بل هم فی‌لبس من خلق جدید.
    مگر ما از آفریدن بار نخست عالم خسته شدیم ؟ نه همه این حرفها را مى دانند ولى نسبت به خلقت جدید در قیامت شک دارند.

    امام صادق (ع) فرمودند: به غیر از این زمین شما، زمینی نورانی وجود دارد که نورش از آن است و در آن مردمی هستند که خدا را بندگی می‌کنند و چیزی را با او شریک نمی‌شوند. پشت سر این خورشید شما 40 خورشید دیگر (کنایه از کرات زیاد دیگر) نیز وجود دارد که مخلوقات زیادی در آن زندگی می‌کنند و غیر از این ماه شما 40 ماه دیگر نیز هستند که مخلوقاتی در میان آنان زندگی می‌کنند که اساساً اطلاع ندارند که آیا مخلوقاتی به نام آدم در زمین وجود دارد یا نه.

    (1)
    • خیلی جالبه.فقط مشکلش اینه که سرم داره گیج میره،تا حالا فقط دنبال یک گروه به اصطلاح بیگانه می گشتیم و حالا… ای خدا مگه لازم بود این همه مخلوق… من دیگه هیچ حرفی ندارم!

      (3)
    • ﺩﻭ ﺁﯾﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻗﺮﺁﻥ:

      اِنَّ اللّهَ یُمسِکُ السَّماواتِ وَالَارضَ اَن تَزُولاوَلَئن زالَتا اِن اَمسَکَهُما مِن اَحَدٍ مِن بَعدِه _فاطر(41)
      ترجمه: همانا الله آسمانها و زمین را نگه می دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعداز او هیچکس آنها را نگه نمیدارد.
      ➖➖➖➖➖➖
      وَ یُمسِکُ الَسّماءَ اَن تَقَعَ عَلَی الَارضِ اِلّاباِذِنه _حج(65)
      ترجمه: و آسمان را نگه می دارد تا در زمین نیفتد مگر بفرمان او

      ? فکر نمی‌کنم دیگه نیازی به تفسیر داشته باشه!
      به نظرم نیازی به رجوع به احادیث نیست، چون کلام خدا در قرآن باید مصداق باشه!
      خیلی حرف دارم ولی متأسفانه گفتنش جز حذف نظر فایده دیگه‌ای نداره!

      (-2)
  66. حدود دو ساعت طول کشید تا مطلب رو بهمراه ویویوهاش تموم کردم
    اینقدر جذاب بود که تا تمومش نکردم نتونستم از جام پاشم
    دست مریزار گجت جون

    (15)
  67. خداییش خوشم میاد امریکا همه تونو سر کار گذاشته.اینا همه ش هواپیماهای جاسوسی امریکاست که به اسم یوفو به خورد مردم داده تا افکار عمومی منحرف شه به سمت یه سری مسائل و کلا از فکر اصل ماجرا دور شن.اندکی تفکر و تعمل بدور از احساسات لطفا…

    (-23)
  68. تویه فیلم ایرانی جنگنده های بلند شده دو اگزوزی بودن و اگه اشتباه نکنم f14 دو اگزوزی هست نه فانتوم….فانتوم تک اگزوزی هست

    (2)
  69. وای که چقدر این مطلب زیبا و دوست داشتنی نوشته شده بود .واقعا عالی بود چه اتفاقاتی در اطرافمون رخ میده و ما خبر نداریم

    (9)
  70. با سلام واقعا من به این مساعل علاقه دارم و این مطالب قشنگو فقط تو سای شما میشه دید واقعا عالی بود مرسی

    (7)
  71. تازگیا چقدر به یوفوها علاقه‌مند شدید!
    کلا آدما به چیزایی که نیست خیلی علاقه‌مندن از ارواح و اجنه گرفته تا آن دنیا و وعده‌هایش!!

    (-16)
    • خوشم میاد با یه خط کامنت همه چیزو بردی زیر سوال.خسته نباشی واقعا !!!!!!!!!!!!!!!

      (23)
    • کاری به این مقاله و مطالب مشابه در نت ندارم که البته به نظر من این یکی از بهترین هاش بود اما شما فکر نمی کنید اینکه تصور کنیم تمام عالم فقط برای ما انسان ها خلق شده عقیده ای بسیار کوته فکرانه باشه ؟

      (20)
  72. حالا شما چطوری 1355 رو از 1395 کم کردید و به عدد 33 سال رسیدید خودش از این پدیده یوفو عجیب تره 😐 !!!

    (-6)
    • یه اشتباه تایپی ساده ، پوزش می خوام.البته توی 6100 کلمه امری طبیعی به نظر می رسه

      (25)
    • قبول دارم …وقتی تو کشور خودشون مردم ی جوری پهپاداشونو میبینن دولتشون ی جوری سر ته ماجرا رو هم میاره تا مردم نه بفهمن این پهپاد بود نه فکر کنن یوفو …..اونوقت تو کشور ما اونا میان تایید میکنن ک این یوفو بوده تا ذهن مارو خراب کنن و مردم بقیه کشور ها فکر کنن ما خرافاتی و دیوونه و عقب مونده ایم ……خخخخخ خیلی مسخره است

      (-8)
      • تاریخ چقدر شیرین هست یادمه یه جای خوندم وقتی دوچرخه وارد ایران شد اونو شیطان دوپا نامیدن بماند که خودرو و سینما و چاپ و برق و… ماجراش جداست و البته تحصیل و مدرسه ماجرای شناسنامه رو نگو که خنده دارترین ماجرای تاریخه هم تو ایران و هم تو دیگر کشورها که حتی باعث اصلی یکی از انقلابهای معروف دنیا در افریقا همین ثبت ازدواج بوده که حالا جور دیگر تفسیر میشه که بماند, یه زمانی زمین صاف بود یه زمانی اسمان سقف بود زمین مرکز هستی یه زمانی شیمی و فیزیک و ستاره شناسی جادو و گناه بود, حالا منظور از یه زمانی همین شاید صد سال پیش که زیادم دور نیست حالا چطور بعضی ها که همه چیز و رد می کردند شدن طرفدار این لوازم و کشفیات و باز مخالف هر کشف و نظری جدیدی هستند , یوفو؟ شاید باشه شاید نه, ولی اصلا مهم نیست , مگه ما خیلی چیزا که گذشتگان ما معتقد بودن دیدیم یا سودی برای ما داشته که باورش داریم که اینم مهم باشه, تو بیشتر طایفه ها از زن کوهی با بدن اسب صحبت شده و نقل بسیاری از محافل ام هنوزم هست کی دیده ولی خیلی ها باورش دارند بماند ما بقی ماجرا ها هم که امثال ان زیاده, برای بشر رفاه و پیشرفت مهمه نه داستان و رد و قبولش پیشرفت رفاه میاره و رفاه یعنی اسایش و کشف ناشناخته ها , به امید روزی که بشر بجای تعصبات کور کورانه به علم و …

        (3)
  73. پست خیلی جالب بود . هر چند هنوز تو کف پستی هستم که در مورد لپ تاپ شیائومی یا همون می بوک گجت نیوز منتشر کرد …

    اما خیلی پست جالبی بود . مخصوصا اسناد و تصاویر و فایل های تصویری جذابیتش رو برای من که خواننده هستم بیشتر کرد . با تشکر …

    (7)

پاسخ بدهید

وارد کردن نام و ایمیل اجباری است | در سایت ثبت نام کنید یا وارد شوید و بدون وارد کردن مشخصات نظر خود را ثبت کنید *

*